تبليغاتX
هایـــــــــــــــــکو

 

باد پاييزی ~

چند خزان ديده ای

  ای  مترسک ؟

 

 

+ نوشته شده در  87/06/31ساعت   توسط رضا اعرابی  | 

 

 

آخر تابستان ~

اسفند های ميان راه

هم زرد شده اند

 

 

+ نوشته شده در  87/06/31ساعت   توسط رضا اعرابی  | 

 

آخر تابستان ~

خروس همسايه هم

 کمی خواب مي ماند

 

 

+ نوشته شده در  87/06/31ساعت   توسط رضا اعرابی  | 

 

چال کردن

ديگی برای صبح ~

آخر تابستان

 

 

ديگی يا چال کردن ديگی: چوپانان بی منزل وقتی برای درست کردن خوراک خود ندارند. يعنی می بايست  دائم در راه و چرا دادن گوسفندان خود يا ارباب خود باشند. بدين منظور شباهنگام چون برای اطراق کردن در ميان صحرا در مکانی ماوا می گيرند و يکی شان به حکم نوبت يا قرعه شب به استراحت می پردازد "ديــگی" می پزد. شباهنگام ديگ کوچک خود را با برنج و گوشت و سيب زمينی و ادويه پر می کنند چاله ای کنار چال آتش خود می کنند ديگ را دفن و رويش آتش می کنند و صبحدم يا صبح آن را با هم می خورند.

 

+ نوشته شده در  87/06/25ساعت   توسط رضا اعرابی  | 

 

 

 همه می روند

آفتاب ِ خزانی هم ~

مترسک ِ ديم

 

 

+ نوشته شده در  87/06/22ساعت   توسط رضا اعرابی  | 

 

 

بعد ِ چرتی

داسش را تیز می کند ~

سایه های اُریب

 

 

 

+ نوشته شده در  87/06/05ساعت   توسط رضا اعرابی  |