تبليغاتX
هایـــــــــــــــــکو


از بر کردن

شعر روباه و خروس . . .

باران ِپاييزی



+ نوشته شده در  88/08/28ساعت   توسط رضا اعرابی  | 


 

چکيدن آب

از رخت های روی بند . ..

پايـيــــز

 



+ نوشته شده در  88/08/24ساعت   توسط رضا اعرابی  | 


 

تنها نشستن

در آفتاب پاييزی ...

مترسک ِ پير

 



+ نوشته شده در  88/08/22ساعت   توسط رضا اعرابی  | 

 

 

انهنای چند

نی درون برکه . . .

پاييز

 

+ نوشته شده در  88/08/20ساعت   توسط رضا اعرابی  | 

 

 فريبای عزيز

 همه ی ما  را در غم خود شريک بدان


+ نوشته شده در  88/08/16ساعت   توسط رضا اعرابی  | 


 

صدای باد ِ

درون نی زار  . . .

پاييــــــز

 

 

+ نوشته شده در  88/08/12ساعت   توسط رضا اعرابی  | 

 

آبان ماه ِ گرم . . .

کليد صندوق خانه

را گم کرده ام

 

+ نوشته شده در  88/08/02ساعت   توسط رضا اعرابی  | 

 

صبح ِ پاييزی . . .

تنبلک و شير بز

کنار تنور

 

تـَـنبـِـلک : نوعی نان محلی


+ نوشته شده در  88/07/26ساعت   توسط رضا اعرابی  | 

 

خيام مي خوانم

در تمام کوره راه . . .

صبح ِ پاييزی


 

+ نوشته شده در  88/07/20ساعت   توسط رضا اعرابی 

 

 

سپيده دم . . .

تمام شب پالتو را

غول می پنداشتم

 

+ نوشته شده در  88/07/19ساعت   توسط رضا اعرابی  | 

 

ماه ِ نصف . . .

آواز زنجره را

تمام می کنم



 

+ نوشته شده در  88/07/13ساعت   توسط رضا اعرابی  | 


دوست زيادی هستند

 که بنا به شرايط ، کم و يا ديگر نمی نويسند

من فکر ميکنم

 چاره گذر از اين آتش برای همه ی سياوشان اينجاست

 

 

+ نوشته شده در  88/07/13ساعت   توسط رضا اعرابی  | 

همچنان :   سر کوی بلندی می زنوم نی . . .

 

گندمزار  ديم  . . .

هر دو به هم

گوش می کنيم

 


+ نوشته شده در  88/07/12ساعت   توسط رضا اعرابی  | 

 

مترسک ِ خــرد

نترسانی شان !

اينهــــا  چلچله اند

 

 

+ نوشته شده در  88/07/08ساعت   توسط رضا اعرابی  | 

 

 

دزدی کلاغان را

خوب حس می کنم ...

خواب ِ سبک

 

 

 

+ نوشته شده در  88/07/06ساعت   توسط رضا اعرابی  | 

 

کسی برای يک هايکو نويس کاری سراغ نداره .. ؟

 

 

+ نوشته شده در  88/07/06ساعت   توسط رضا اعرابی  | 

 

ماه تو چه ديدی

که آن بالايی ؟

لگن ِ پاشوره

 

ديدم به تب هزار و چند درجه هنوز بلند بلند مبگفت :  فَلِلَّهِ الْآخِرَةُ وَالْأُولَى 25-53

 

+ نوشته شده در  88/07/05ساعت   توسط رضا اعرابی  | 

 

باران ِ پاييزی ...

از تنهايي ميگريی

ای مترسک ؟




+ نوشته شده در  88/07/03ساعت   توسط رضا اعرابی  |